حافظ · یوسفِ گمگشته
سه بیت دربارهٔ دوری، بازگشت و دگرگونیِ احوال.
گزیدهٔ بیتهای ۱، ۲ و ۴
یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
نگاهی به شعر
این گزیده، بیتهای اول، دوم و چهارم غزل ۲۵۵ حافظ را در بر میگیرد. بیت نخست با اشاره به داستان یوسف، جدایی را در کنار امکان بازگشت قرار میدهد. تصویر «کلبهٔ احزان» و «گلستان» نیز یک مکان را در دو وضعیت متفاوت نشان میدهد.
در بیت دوم، خطاب مستقیم به دل است. تکرار «غم مخور» در پایان بیتها، شعر را به گفتوگویی برای دلداری نزدیک میکند. در بیت چهارم، استدلال شعر روشنتر میشود: حال دوران ثابت نمیماند. این نگاه، امید را از امکان تغییر میگیرد؛ نه از انکار دشواریِ اکنون.
